غروب...زمزمه ای با ترانه های قدیمیغمی به وسعت ایوان خانه های قدیمیسکوت ساده ی عکسی شکسته می کشد آراممرا به گوشه ای از عاشقانه های قدیمیصدای گرم "بنان" یاکریم های جوان رانشانده است در آغوش لانه های قدیمیهوای چادر مادر بزرگ و جای تو خالی...که باز گریه کنم با بهانه های قدیمیمگر به یاد تو امشب غبار آینه ام را به بادها بسپارند شانه های قدیمیهوای تلخ اتاق و غمی که می وزد از دور و عشق تازه تری با ترانه های قدیمی...!
برچسب:
نویسنده: نگار حسینیپور
تاريخ: پنجشنبه
19 اسفند
1395 ساعت: 15:43